تا به کی افتان و خیزان میروی؟!
(این از تبعات سرعت زیاده! اول ایستادن کامل بعد حرکت!)
یکبار در روز! (Mail, Comments, Google Reader)
دو بار در هفته! (Surfing and Commenting)
خاموش در طول روز! (Messenger)
چه کیفی میده خدا به شخصه بگه بیا نماز بخون!
خدا گفته که شما یه قدم بیاین من ده قدم میام (اون هم ده قدم خدایی!)
اما جالبتر و زیباتر از اون پیشقدم شدن تو آشتی کردنه!
این حدیث قدسی رو دوست دارم:
لو علم المدبرون کیف اشتیاقی بهم لماتوا شوقا!
اگر رویگردانندگان از من میدانستند که اشتیاقم به به بازگشت آنها چگونه است
از شدت شوق میمردند!
پ.ن: میگن اینجا داره میشه شبیه خودنگاشت! من بی تقصیرم! آواهای ذهنیم خودنگاشتی شده!
امان از عالم ذهن!
هر چه شعر خواندهام را ذخیره کرده
و در هر شرایطی مناسبترینشان را ورد زبان میکند.
کل اگر طبیب بودی ...
...
لااکراه فی الدین ... قد تبین الرشد من الغی
اگر خدا میخواست میتونست همه رو هدایت کنه!
اما به جای هدایت راه رو مشخص کرده ...
.
.
.
زوری نیست!
عجب خراش عظیمی به سینه کوه است!
(هم عکسبرداری ممنوع بود هم دوربین همراهم نبود! اما خدا رو خوش میاد اینطوری کوه رو نصف کنیم؟!)
ابـــــــــــزار!
ابزارسازی یا ابزاریابی؟
دل اگه خونه غم شد من اگه پریشونم
تا ابد من به یاد عشقت ترانه میخونم
من پر حس نیازم تو نجیب و بی همتا
دیگه از اون نگاه پاکت جدا نمیمونم
دل سادهی اونی که تنها
تو براش بودی تموم دنیا
حالا خونه ی غمه تو این شبها
می دونن همه دلم اسیره
آخه عشق تو مثل کویره
تب تشنگی می مونه رو لبها
ما همه دستامون جوونه دلامون دریا
بیا با هم رها بشیم از غم این دنیا
دلو از این قفس رها کن قفس غمها
نگو عاشق شدن دروغه خوابه و رویا
دل اگه خونه غم شد من اگه پریشونم
تا ابد من به یاد عشقت ترانه می خونم
من پر حس نیازم تو نجیب و بی همتا
دیگه از اون نگاه پاکت جدا نمی مونم
۱. هیچ چیز در این دنیا بیحکمت نیست!
۲. هنر بزرگیست جدا کردن احساسات. آنجا که لازم است در اوج غمگینی بخندی و یا در نهایت سرخوشی برای آنچه که باید اشک بریزی!
۳. مهم است اینکه که هستم و چه هستم و در کجا به کدامین کار مشغول! اما چگونگیام از همه اینها مهمتر است!
سمتیانیوش-ریاضی مهندسی-دیّر تش باد
مجلس بزم و طرب با نوازندگی و آواز خودم و رقص داغترین دوستانم!
حتما باید برق بره؟!
تا وقتی به کاری عادت نکردهای به تمرکز نیاز داری.
تفاوت برترینهای هر رشته با سایر افراد همان رشته در این است که برترینها پس از عادت نمودن، تمرکز را به توجه مبدل میکنند و سایرین به همان انجام عادتوار کارها بسنده میکنند.
Nothing is complex!
It's all our inability to simplify them!
نویسنده باید مخاطبشناس باشد!
We need the loneliness,
For its special chance to talk with the creator!
خدایا
ما را از کسانی قرار مده که
چون به مقامی رسیدند فراموش کنند آنچه آنها را بدان مقام رسانیده است.
استقامت ...
قطعه گم شده!
.
.
.
و به عبارت بهتر ... پیدا شده!
(User's manual PLZ)
چقدر حرف مرا میزد دیروز آواهای زیبای امیرحسین سام … هر یک به نوعی!
و بیش از همه این زیبا سرودهی ژاله اصفهانی:
میدود آسمان
میدود ابر
میدود دره و میدود كوه
میدود جنگل سبز انبوه
میدود رود
میدود نهر
میدود دهكده، میدود شهر
میدود، میدود دشت و صحرا
میدود موج بیتاب دريا
میدود خون گلرنگ رگها
میدود فكر
میدود عمر
میدود میدود میدود راه
میدود موج و مهواره و ماه
میدود زندگی خواه و ناخواه
من چرا گوشهای مینشینم؟
دانلود: تصنیف در قطار از آلبوم «زرد، سرخ، ارغوانی»
با صدای اشکان کمانگری و آهنگسازی امیرحسین سام
بعضی اوقات فشار بدیها برای پرتاب شدن به سمت خوبیها کمک میکنه!
(من نمیگم برین بد شین ها!)
بعضی چیزا خیلی سخت عوض میشن!
وقتی تبدیل به یه خصوصیت بشیم (یعنی ما رو با یه خصوصیت بارز بشناسن)
عوض شدن نیازمند مرگ یک خود و رویش خود دیگریه!

از کثرت گفتار و قلّت کردار ملولم!
چندی خموش به ز پرگویی ِ بیکوش!
همه چیز آموزنده است این ماییم که باید بیاموزیم!
دشت هویج-پرسون
مروری همراه با آموختن و انسجامی در پی همفکری
ونیم
تصمیمگیری ... یک هنر!
اجرای تصمیم ... یک اراده!
دایی جون تولدت مبارک!

توضیح پست قبلی:
هرچیزی که یه نمونه کوچیک از آخرت باشه Really amazing هست دیگه! نیست؟
اطرافتون رو بگردین. مثال پیدا میشه!
یک نمونه کوچیک از آخرت ...
Really amazing!!!!
سه ترکیب جدیدبه قاموسم اضافه شد:
بار ِ هستی
درد ِ دانایی
وهم ِ دانایی
دو سوال:
فرض کنید سوال مهمی وجود دارد! به این دوسوال پاسخ دهید:
غیر از این گزینهها گزینه دیگری در مورد پاسخ به آن سوال مهم وجود دارد؟
کدام گزینه پاسخ بهتری است؟
· تلاش مداوم برای یافتن جواب (حتی اگر نرسی!)
· یافتن یک جواب تقریبی و بسنده کردن
· یافتن یک جواب اشتباه و اطمینان کردن
· بیخیال سوال، بیخیال جواب!
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
برنامهریزی های اولیه انجام شد! ورزش و قرآن رو باید جدیتر بذارم تو برنامه!
رسیدگی به گوشههای مهجور ماندهی وظایف!
در اندیشه بودم در طلب زلفش دست از هر چه هست بشویم و سر به طریقش نهم که ناگاه پیک خجسته دلدار بر من فرود آمد و شد آنچه شد!
همیان زرم دادی کاین شوخ بشوی از تن
وین جامه آلوده بر خوان کرم بر کَن
...
...
