مصلحت دید من آن است که یاران همه کار
بگذارند و خـــــم طـــــره یاری گیرند
فی درجات الحُمور*
علما در مورد قضیه حمار سخنها راندهاند! (علاقهمندان روی قضیه حمار کلیک کنند!)
من سخن کوتاه میکنم:
آنچه مهم است آنست که همواره مثلث و بوته نیست! راهها بسیارند و بوتهها بسیار! و هر راه انشعابی از درجات الحمور را شامل میشود.
*: جمع حمار، لغتنامه دهخدا (www.mibosearch.com)
پینوشت: حتما مستحضرید که ما انسانها زیاد قضیه حمار را نقض میکنیم!
دلم شدیدا سفر میخواد!
چرا وقتی چیز نویی دستمون میاد بیشتر مراقبشیم؟
(راحت رد نشین! سوال مهمیه!)
به تازگی بیش از پیش علاقمند شدم به تولید محتوا!
اینکه بتونم یه بسته آماده کنم و توش کمی عشق بذارم، کمی آرامش، کمی شوق و ...
حالا میخواد در قالب عکس باشه، یا موسیقی یا سروده!
روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
که چرا ...؟
که چرا ...؟
که چرا ...؟
هان ای سپاه خوبی ...
با خوب، خوب بودن از هر کسی برآید
مردی اگر به نیکی
گویی جواب اعداء
خوشا به حال کسانی که خود "تسلّی" یَند.
مادر دوست عزیزم به سوی آسمانها پر کشید. به سوی بهشت ...
روحش شاد ...
گریوش عزیز، بهداد عزیز و بانو
خدا صبرتان دهد ...
خیلی از صاحبنظران و برجستگان رشتههای مختلف نه کتابی بوده که بخوانند و نه استادی داشتهاند، اما فکرشان از چنان قدرت و قابلیتی برخوردار بوده که منشاء گسترش این علوم شدهاند.
واقعا نکته مهمیه ها!
آدم باید حرف خوب رو تشخیص بده و قبول کنه! از هرکی که میخواد باشه!
(تاکسی - ساعت 10 شب!)
برای بار n-ام:
وقتی برای کارهایی که "باید" وقت نگذاریم کارهایی که "نباید" وقتمان را خواهند گرفت.
یک دیدار فرهنگی در یک محیط کاملا فرهنگی!
بعضی جاها کلی انرژی صرف میکنی، حتی بیشتر از توانت
اما در نهایت میبینی که انرژیت زیاد شده!
(فکر کنم دلیلش اینه که اون انرژی باعث آزاد شدن انرژی چندین نفره! نه فقط یه نفر)
چگونه میتوان از یک شروع بد به یک پایان خوب رسید؟
- شروع دوباره
- تغییر تدریجی از بد به خوب
- ... (توضیح دهید)
"بعدش چی؟"
این سوال خوبیه!
دوباره دارم به طور جدی به "درخت هدف خلقت" فکر میکنم!
وقتی جمعی که داری باهاشون میری مقصد براشون مهم نیست
وقتی تلاشت برای همراه کردنشون جواب نمیده
وقتی موندن باهاشون نه به نفع اوناس نه به نفع خودت
مرام رو مچاله کن!
دست اونایی که همراهن رو بگیر
و تا دیر نشده برین به سمت مقصد!
از نکات اخلاقی!
برگرفته از نیمهشبی در کیش
یارب! طریق طرب!
.
.
.
لطفاً!
پیشگیری بهتر از درمان است!


چقدر سخت است کسی به خاطر پشت خمیده ات نگاهت نکند!
سنگینی این نگاه نکردنها خمیده ترم میکند.
نمیدانم ...
شاید این بار سنگینتر تلاش برای رسیدن به مقصد را بیشتر کند ...
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
بهار توبهشکن میرسد ...
چه چاره کنم؟!
1. من چنیـــــنم که دانم نه پنــــــدار خلق!
2. میگذرم که بگذری نی گذرم برای تو!
3. ای زیبا، زیباآفرینم کن!
تذرو
من تذروی خوش سرودم از ديار نغمه خواني
رشته بند گردن من اين سرود آسماني
بال من بگشا و از بندم رها کن
پايم از اين رشته هاي بسته وا کن
تا فضاي آسمان بيکرانه
پر کنم با نغمه هاي جاودانه
بال من بگشا و از بندم رها کن
پايم از اين رشته هاي بسته وا کن
تا فراز کوه و صحرا دشت و دريا پر کشم
پر کشم تا بيکرانها پرکشم
تا گريزم از نياز اب و دانه، اشيانه، پر کشم
پرکشم تا بي نشانها پرکشم
پرکشم تا بگذرم از رنج و از درد زمانه
بال و پر شويم سحر در چشمه پاک ترانه
بال من بگشا و از بندم رها کن
پايم از اين رشته هاي بسته واکن...
ترانه از بيژن ترقي ، آهنگ از زنده ياد استاد تجويدي در دستگاه ماهور
اوج دوستی آنست که آنچه در توان داری برای دوستی انجام دهی
چنان که گویا تو عامل آن نبودهای!
مثل تو ...
قدم اول را برداشتی
و من ...
در ابرهای توهم ...
که این قدم ما راست!
میدانی دشوار چیست؟
...
قدم بعدی سهم من بود ...
و چه سنگین نماید این قدمم!
ای آشنا!
این وزنههای سنگین رمقم را بریده است ...
جورم را میکشی؟!
Reminder
ابنسینا، گردو، طهارت الاعراق
ابنسینا، کناس، گرامی داشتن نفس
من قدم اول را برداشتم!

چندي است يکي در ميان بود و نبودت را به نظاره نشستهام.
نميدانم تو نيستي يا من!
اما اين نبودن طولاني ....
همچون آواري است که پشت آسمان را هم خم ميکند
تو باش که مرا توان بودن نيست
شايد بودنت بر اين ويرانهها بنايي گردد که امتداد حضورت را به ارمغان آورد.
يا من اذا سئله عبد اعطاه
ويرانه ام خراب کن و قصري ز نو بساز!
کاش خوبی حجم نداشت!
بیتوشه میروم
بی شوق منزلی ...
تا گوشه گوشه این راه ناتمام
مشتاق سرکشیدن این جام خستگی
از بادهام شود!
این راه چشمهسار و سایهسرایش هزارهاست!
هر لحظه منزلی گزینم و هرلحظه میروم!
بیشوق منزلی ...
بی توشه میروم!


خداوندا قدرت و شوق برنامهریزی را به همگان عطا فرما!
چه بسا معتقداتی که زمین ماند و نشد!
میگن آدم میتونه به مقام "کن فیکون" برسه!!
راست میگن؟
چطوری؟!