آوا زیاد بود امروز!
اما ولش ...
دارم میرم سفر!
من و انکار شراب؟!!
این چه حکایت باشد؟
غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد!
چقدر تفاوت هست بین نقاط عطف افقی و عمودی!
(وقتی میخوای حکماً خواستنیه! اما به افقی و عمودیش هم دقت کن!)
دریاچه هم باشی اگر
این چشمه جوشان بایدت
ور نه نمانی پایدار
آمادگی برای چلّه نشینی!
PLANNED CRASH!!
Even in such case, pain is inevitable!
There's no suffer for mine but a huge one for yours.

یک اصل مهم:
با پایینتر از خودت چنان باش که
میخواهی بالاتر از تو با تو باشد.
امان ازاین دو خصیصه بخواه بیتوضیح!
بهانه پیش صواب و پس از خطا توجیه
اولاً
هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون؟!
نه! واقعا! یه کم فکر کن ...
ثانیاً
یکی از مشکلات آدمها چه در مورد خودشون و چه در ارتباطشون با دیگران اینه که نمیتونن خودشون رو جای دیگری بذارن. چه دیگران واقعی و چه دیگران خیالی (مثلاً خودشون در یک شرایط دیگه).
شادی هم ایضاً ...
یکی از معیارهای سنجش وسعت روح افراد شناخت عوامل شادیآفرین اونهاست!
چی خوشحالت میکنه؟!
ما هم دلمون خوشه!
خدایا لطفاً ما رو از الکی خوش بودن برهان!
ما اکثر العبر و اقل الاعتبار
عبرتها چه بسیارند و عبرتگیریها چه اندک.
تا کی باید برای چیزهایی ناراحت باشیم
که وقتی فردا بهشون نگاه میکنیم از کوته نظریمون خندهمون بگیره؟!
الله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم
تا به کی افتان و خیزان میروی؟!
(این از تبعات سرعت زیاده! اول ایستادن کامل بعد حرکت!)
یکبار در روز! (Mail, Comments, Google Reader)
دو بار در هفته! (Surfing and Commenting)
خاموش در طول روز! (Messenger)
چه کیفی میده خدا به شخصه بگه بیا نماز بخون!
خدا گفته که شما یه قدم بیاین من ده قدم میام (اون هم ده قدم خدایی!)
اما جالبتر و زیباتر از اون پیشقدم شدن تو آشتی کردنه!
این حدیث قدسی رو دوست دارم:
لو علم المدبرون کیف اشتیاقی بهم لماتوا شوقا!
اگر رویگردانندگان از من میدانستند که اشتیاقم به به بازگشت آنها چگونه است
از شدت شوق میمردند!
پ.ن: میگن اینجا داره میشه شبیه خودنگاشت! من بی تقصیرم! آواهای ذهنیم خودنگاشتی شده!
امان از عالم ذهن!
هر چه شعر خواندهام را ذخیره کرده
و در هر شرایطی مناسبترینشان را ورد زبان میکند.
کل اگر طبیب بودی ...
...
لااکراه فی الدین ... قد تبین الرشد من الغی
اگر خدا میخواست میتونست همه رو هدایت کنه!
اما به جای هدایت راه رو مشخص کرده ...
.
.
.
زوری نیست!
عجب خراش عظیمی به سینه کوه است!
(هم عکسبرداری ممنوع بود هم دوربین همراهم نبود! اما خدا رو خوش میاد اینطوری کوه رو نصف کنیم؟!)
ابـــــــــــزار!
ابزارسازی یا ابزاریابی؟
دل اگه خونه غم شد من اگه پریشونم
تا ابد من به یاد عشقت ترانه میخونم
من پر حس نیازم تو نجیب و بی همتا
دیگه از اون نگاه پاکت جدا نمیمونم
دل سادهی اونی که تنها
تو براش بودی تموم دنیا
حالا خونه ی غمه تو این شبها
می دونن همه دلم اسیره
آخه عشق تو مثل کویره
تب تشنگی می مونه رو لبها
ما همه دستامون جوونه دلامون دریا
بیا با هم رها بشیم از غم این دنیا
دلو از این قفس رها کن قفس غمها
نگو عاشق شدن دروغه خوابه و رویا
دل اگه خونه غم شد من اگه پریشونم
تا ابد من به یاد عشقت ترانه می خونم
من پر حس نیازم تو نجیب و بی همتا
دیگه از اون نگاه پاکت جدا نمی مونم
۱. هیچ چیز در این دنیا بیحکمت نیست!
۲. هنر بزرگیست جدا کردن احساسات. آنجا که لازم است در اوج غمگینی بخندی و یا در نهایت سرخوشی برای آنچه که باید اشک بریزی!
۳. مهم است اینکه که هستم و چه هستم و در کجا به کدامین کار مشغول! اما چگونگیام از همه اینها مهمتر است!
سمتیانیوش-ریاضی مهندسی-دیّر تش باد